فهرست بستن

سوال جواب

 آیا صادرات محصولات شما به خارج از کشور آزاد است؟

طبق تحقیقات انجام شده در شرایط فعلی، صادرات هر نوع ضایعات فلزی به خارج از کشور ممنوع یا با تعرفه‌های بسیار زیادی مواجه است، که عملاً جلوی آن گرفته می‌شود و ضایعات تنگستن کارباید هم ضایعات فلزی محسوب می‌شوند و صادرات آن به صورت غیر مجاز و از طرق قاچاق انجام می‌شود و مقصد آن‌ها عمدتاً کشور ترکیه، جهت انتقال به اروپا و کشورهای شمالی ایران، جهت انتقال به روسیه و کشور پاکستان، جهت انتقال به چین یا هند است. ولی کنسانتره اکسیدی تنگستن جزو مواد معدنی محسوب شده و با تعرفه کمتر از 10 درصد قابل صادر به خارج از کشور است. ولی موضوع بسیار مهم قابل توجه علاقه‌مندان یعنی صادرکنندگان محترمی که پیشنهاد همکاری با ما را می‌دهند اینکه، به همراه صادرات این‌گونه محصولات، مقادیر قابل توجهی انرژی ارزان قیمت اعم از برق، گاز، نفت و ….. به طور نا محسوس نیز خارج می‌شود که باعث سودآوری کاذبی می‌شود و دلیل ممنوعیت یا وضع تعرفه‌های زیاد، همین موضوع است و روال یا سیاستی اتخاذ شده است در جهت جلوگیری از کمبود و افزایش قیمت فلزات در بازارهای ایران تا بخش صنعت و مصرف کننده داخلی مورد حمایت قرار گیرد. هر چند که صادرات محصولاتی که در آن‌ها از فلزات استفاده شده با تعرفه کم آزاد بوده، تولید و صادرات آن‌ها سودآوری بسیاری به همراه دارد یا قیمت آن‌ها به دلیل صادرات آزاد، افزایش قیمت چشمگیری در داخل کشور داشته است. یعنی تولید کننده و صادر کننده محترم در واقع اقدام به صادرات انرژی با یارانه دولتی نموده است و این سود کاذب مابه‌التفاوت قیمت انرژی در داخل با خارج از کشور است. که این مشکل با مشاوره و گفتگو با بخش سازمان توسعه صادرات ایران قابل حل و فصل است. به طور مثال تولید فلزاتی همچون آلومینیوم بسیار انرژی بر است ولی خوشبختانه تبدیل ضایعات تنگستن کارباید به کنسانتره اکسیدی در این واحد، با صرف انرژی ناچیزی انجام می‌شود که در صورت افزایش تولید آن در اشل صنعتی، این واحد آماده است بهای حامل‌های انرژی را به نرخ شهرک‌های صنعتی چین بدون لحاظ کردن هر نوع یارانه یا تشویقی آن هم به قیمت جهانی و ارزهای معتبر خارجی پرداخت کند.

 آیا شما برای فعالیت صنعتی خود مجوزی از ادارات و سازمان‌های ذی‌صلاح دارید یا خیر؟

در جواب این سوال باید گفت که متأسفانه یا خوشبختانه فعلاً فعالیت ما در سطح و مقیاس صنعتی نیست بلکه در مقیاس تحقیقاتی، آزمایشگاهی و بازاریابی داخلی است و محصولات خود را به صورت آزمایشی در اختیار مشتریانی که آن‌ها نیز فعالیت مشابه ما دارند قرار می‌دهیم یعنی تولید به صورت انبوه نیست ولی امید و امکان عملی شدن آن در آینده فراهم است.

و اینک این دو سوال از طرف ما مطرح می‌شود که:

1- آیا در این مراکزی که شما از آن‌ها نام بردید کارشناس و متخصص مربوطه در این زمینه هست و اگر کلا در این زمینه به خصوص اشخاص تحصیل کرده با مدارک کارشناسی و بالاتر، متخصص و مسئول و ….. وجود داشتند چرا تا به امروز هیچ واحد تولیدی و صنعتی شروع به فعالیت بازیافت این‌گونه متریال ها را ننموده است. به بیان شیوا دادن مجوز فعالیت در هر رشته و زمینه‌ای در عهده و صلاحیت کارشناس مربوطه به همان رشته با داشتن سوابق کاری و تجربیات علمی و دانش فنی است که در این مورد به خصوص این‌چنین شخص یا مرکزی وجود ندارد و هم اینک جهت انجام فعالیت‌های تحقیقاتی و آزمایشگاهی نیازی به اخذ مجوز نداریم و در صورت نیاز، دقیقاً نمی‌دانیم که می‌بایست به کجا مراجعه کنیم!

2- کلا در این‌گونه فعالیت‌های به خصوص که در کلاس کاری معدود کشورهای صنعتی جهان است چه تمهیداتی در مورد حفظ و حراست از دانش فنی یا فناوری انحصاری افشا نشده می‌توان اتخاذ کرد که همواره به صورت محرمانه و سری باقی بمانند و در اختیار سایر رقبای کاری و تجاری قرار نگیرند و این‌گونه مراکز چه تضمینی در جهت جلوگیری از نشر اطلاعات فنی به خارج از محیط صنعتی ارایه می‌کنند، چرا که این‌گونه مراکز بازیافت به طور مستمر و سر زده توسط کارشناسان بخش صنعت معدن و تجارت و مخصوصاً بازرسان سازمان محیط زیست، ادارات بهداشت و درمان و بیمه‌های اجتماعی حتی اداره امور مالیاتی و سازمان‌های قضایی بازرسی و بازدید می‌شوند. در میان این بازدیدها می‌توان به اداره استاندارد و تحقیقات صنعتی یا دانشگاه‌ها ، آموزش و پرورش و مراکز آموزش فنی و حرفه‌ای و … اشاره کرد. هم چنین است در مورد به کار گیری نیروی کار تعلیم و آموزش دیده مناسب جهت فعالیت در این‌گونه موارد خاص و پیش‌بینی نشده که بعضاً واحدهای صنعتی مجبور به استخدام و به کار گیری گروه خاص از اقشار جامعه می‌شوند. در واقع اینک ما با مشکلاتی روبرو و درگیر شده‌ایم که قبلاً سابقه آن وجود نداشته است تا برای آن قانون، آیین نامه و مقرراتی وضع شود. این در حالی است که در بخش صنعت و تولید، یعنی دانش فنی و فناوری تقریباً به تمامی مشکلات فائق آمدیم ولی مشکلات فوق و هم چنین نبود خریدار داخلی برای محصولات تولید شده، بالاخص کنسانتره اکسیدی ( که افزایش سطح و مقدار تولید آن برای این واحد سریع، ساده و راحت‌تر است تا سایر محصولات ) همچنان لاینحل باقی مانده است. در واقع هدف اصلی این واحد تولید و فروش کنسانتره اکسیدی بوده و به علت نبود مشتری در داخل کشور برای آن، اقدام به تولید سایر محصولات نموده است که متأسفانه آن‌ها نیز دچار مشکل قبلی شده‌اند.

 آیا جهت بازیافت تنگستن کارباید به روش اکسیدی از تکنولوژی خارجی یا مهندسی معکوس استفاده کرده‌اید؟

ابتدا باید تعریف دقیق، جامع و روشنی از مهندسی معکوس همچنین سابقه و تاریخچه آن داشته باشیم! مهندسی معکوس دقیقاً چیست و به چه چیزی اطلاق می‌شود؟

انسان موجودی است که روی سیاره زمین زیست می‌کند و سیاره زمین در داخل مجموعه بسیار بزرگی از اجرام سماوی به نام کیهان حرکت می‌کند. انسان برای شناخت خود و این مجموعه، دانشی را پی ریزی کرده است که به آن دانش فیزیک یا طبیعت شناسی گفته می‌شود. بعدها این دانش به شاخه‌های بسیار متنوعی تفکیک شده است. که ابتدای آن فیزیولوژی یعنی همان شناخت کالبد خود انسان و انتهای آن کسمولوژی یا کیهان شناسی است. بعد از انقلاب صنعتی در اروپا، شاخه‌ای از فیزیک شکل گرفت که به آن تکنولوژی گفته می‌شود. در واقع تکنولوژی ترکیب و ادغامی از تمامی علوم و دانش فیزیکی بشر با شاخه صنعت است و صنعت همان فوت و فن و حرفه بشری با هدف تولید جهت نیل به یک آرمان تجاری و اقتصادی است. با توجه به اینکه بشر داخل مجموعه بسیار بزرگی به نام کیهان زندگی می‌کند، در این مجموعه، قوانین غیر قابل نقض فیزیکی حاکم شده‌اند که نه تنها بشر نمی‌تواند از آن‌ها عدول کند، بلکه مجبور به تسلیم شدن در مقابل آن‌هاست. یعنی هر آنچه که تولید می‌کند، می‌بایست تابعی از این قوانین باشد تا بتوانند درون این کیهان به موجودیت خود ادامه دهند و با این قوانین در تعارض نباشند یعنی پایدار باشند و استوار باقی بمانند. بعدها به فکر بعضی‌ها رسید که با شناخت قوانین و روابط، حتی نظمی که درون موجودات هستی وجود دارد، دست به نوآوری، تولید و ساخت محصولات مشابه بزنند. یعنی از طبیعت الهام گرفته و از آن الگو برداری نمایند که لازم به توضیح است که هنرمندان، قبلاً این کار را انجام داده بودند. یک نمونه بارز آن هواپیماست که طراحی، تولید و ساخت آن از روی ساختار آیرودینامیک پرندگان انجام گرفته است و امروزه هم بزرگ‌ترین صنایع ساخت هواپیما، همچون بوئینگ و ایرباس درصدد شناسایی ساختارهای ناشناخته موجود در کالبد پرندگان هستند تا بتوانند ایرادات، مشکلات و محدودیت‌های خود را مرتفع سازند. به این شیوه یا روش طبیعت شناسی برای طراحی، ساخت، تولید و بهره برداری از تولیدات و محصولات صنعتی، مهندسی معکوس اطلاق می‌شود. یعنی الگوبرداری از موجودات هستی برای ساخت یک محصول صنعتی جدید، کارآمد و بعضاً در تقابل یا رقابت با محصولات مشابه قبلی. بعداً این رویه به روش ساخت و تولیدات مواد و ترکیبات شیمیایی و دارویی هم گسترش یافت، یعنی همان فرایند تولید. که توضیح آن خارج از حوصله این بحث است. ولی بعد از ظهور پدیده‌هایی به نام جنگ‌های جهانی و جنگ سرد که مابین قدرت‌های بزرگ اروپا، شرق و غرب در گرفت، محققان و صنعت گران دست به کار عجیبی زدند و آن اینکه محصولات صنعتی یا فرایند تولید یا حتی تجهیزات و مهمات نظامی را به طرق غیر اخلاقی از هم می‌ربودند یا به طور اتفاقی به دست آن‌ها می‌افتادند و بعد از مهندسی معکوس، دست به تولید محصولات مشابه یا حتی پیشرفته‌تر می‌زدند. پدیده‌ای که قبلاً در دوران انقلاب صنعتی و بعد آن نیز روی داده بود و کشورهای صنعتی و جامعه بین‌الملل، با وضع قوانین مربوط به ثبت اختراعات و حمایت از مالکیت فکری و …. سعی در مانع شدن از آن بودند، که در عمل در مقابل کشورها و قدرت‌های بزرگ متخاصم و رقیب، کارایی نداشت. امروزه هم هیچ قانون یا رویه بین‌المللی در عمل نمی‌تواند مانع مهندسی معکوس، حفظ و حراست از حقوق ناشی از اختراعات و مالکیت فکری شود و در بسیاری از موارد، شکست خورده است و یک نمونه بارز آن پیشرفت‌های شگرف در کشور چین است که در بسیاری از موارد، خود را تابع هیچ قانونی که به ضرر منافع آن‌ها باشد، مقید نمی‌داند. خلاصه سخن در مورد مطالب فوق اینکه، مهندسی معکوس یا استفاده از تکنولوژی سایرین به دو قسمت طبقه بندی می‌شود.

در مورد اول یعنی الهام گرفتن از طبیعت و شناخت قوانین حاکم در آن، باید گفت که جواب مثبت است. برای اینکه نه تنها ما، بلکه هر انسانی که در این کیهان زندگی می‌کند مجبور به انجام آن است که اگر انجام ندهد در دنیای واقعی موجودیت ندارد بلکه صرفاً در توهم و رویا به سر می‌برد.

اما قسمت دوم، این واحد آن را کاری غیر اخلاقی و به نوعی دزدی صنعتی یا جاسوسی صنعتی می‌داند که بدون رضایت یا جلب رضایت مالک واقعی آن نادرست است. ولی این نظر برای خود ماست. ممکن است کسانی که اقدام به مهندسی معکوس از ساخته و پرداخته دیگران می‌کنند، هزار و یک دلیل موجه و غیر موجه، معتبر یا نامعتبر، اخلاقی یا غیر اخلاقی و یا حتی قانونی و یا غیر قانونی برای خود داشته باشند که قضاوت در مورد آن‌ها در صلاحیت ما نیست و فکر هم نمی‌کنیم که قانون جامع یا مرجع رسیدگی ذی‌صلاح یا قوه قهریه کارآمدی در دنیای امروزی ما در این رابطه وجود داشته باشد تا مفید واقع شود. سیاست کلی ما حفظ و حراست از فناوری و دست آورد خودمان است و با فناوری دیگران کاری نداریم و علاقه‌ای هم جهت دانستن آن‌ها نداریم.

آیا این روش تولید کامپوزیت تنگستن کارباید – کبالت ابداع و نوآوری خود شماست؟

خیر ! به این روش بازیافت تنگستن کارباید، بازیافت به روش طبیعت دوست (Environment – friendly) اطلاق می‌شود که آلودگی زیست محیطی آن در حد صفر است و خروجی سیستم محدود می‌شود به گازهای دی و منو اکسید کربن. آنچه نوآوری و ابداع ماست، شیوه و روشی جدید برای این فرایند قدیمی تولید است. چنین ادعا می‌شود که برای اولین بار شرکت لاکهید مارتین (Lockheed – martin) این روش بازیافت را ابداع و به کار گرفته است.

چرا کنسانتره اکسیدی تنگستن را با دانه بندی ریز و میکرونی ارایه نمی‌کنید؟

اولاً به این دلیل که این کنسانتره در این حالت پودری، بسیار شبیه سیمان‌های ساختمانی می‌شود و بعضی‌ها فکر می‌کنند که تقلبی در کار ماست. چرا که این واژه بازیافت، خیلی غلط انداز و مشکل ساز شده است. ولی به هر حال جرم حجمی این کنسانتره در کلیه حالات، به طور قابل توجه و محسوسی بیشتر از سیمان‌های ساختمانی و در حد پودر آهن است.

کنسانتره ی اکسیدی تنگستن

دوماً کنسانتره حاوی مقادیر متوسطی بالاتر از 80 درصد تنگستن اکسیدی است و تنگستن اکسید خاصیت اسیدی دارد و میل شدیدی جهت واکنش با قلیاها یعنی ترکیبات بازی دارد و دانه بندی آن هرچقدر ریز تر باشد سرعت واکنش هم بیشتر می‌شود. فلذا جهت احتیاط این محصول در این گرید فروخته می‌شود. مراکز معتبر و اشخاص با تجربه و خبره در این زمینه، می‌توانند سفارش خرید این محصول را با دانه بندی ریز تر بدهند. هر چند که دانه بندی ریز تر راندمان بالایی در خط تولید دارد و خود خریدار بدون هیچ مشکل خاصی می‌تواند شخصاً این محصول را به صورت خالص آسیاب کرده حتی به سطوح دانه بندی در حد نانو برساند.

ساده‌ترین و اقتصادی‌ترین روش برای بهره برداری از این کنسانتره چیست؟

این محصول به طور مستقیم قابل ترکیب با کربن ( احیای کربوترمال و تولید کامپوزیت تنگستن کارباید با کبالت است ) مقدار کبالت آن را با انجام آزمون XRF  و افزودن پودر یا اکسید کبالت یا افزودن تنگستن اکسید می‌توان کم یا زیاد (تنظیم) کرد. رسیدن به 90 الی 95 درصد ویژگی‌های متالوژیک محصولات مشابه غربی، تضمین شده است به شرط اینکه ترکیبات مواد پایه و فرایند تولید درست انجام پذیرد. طبق تحقیقات انجام شده در بازار ایران، تنگستن کارباید غربی فقط در گرید آزمایشگاهی موجود و به قیمت 3 میلیون تومان، در گریدهای تجاری، هندی 1.5 و چینی آن ۱.۲ میلیون تومان است که به تنهایی قابل استفاده نبوده بلکه نیاز به پودر کبالت دارد که قیمت آن نیز سرسام آور است. این کنسانتره همه‌ی آن‌ها را به تنهایی در خود جای داده است و حجم اعظم ضایعات تنگستن کارباید در ایران به محصولات غربی اختصاص داده شده است که این واحد برای تولید کنسانتره، آن‌ها را مورد غربالگری قرار می‌دهد و ضایعات روسی یا چینی و هندی بیشتر جهت تولید ترکیبات شیمیایی غیر کاربایدی تنگستن با خلوص بالای 99 درصد استفاده می‌شود. این محصول به مظنه بازارهای جهانی نرخ گزاری و عرضه می‌شود بدون لحاظ هزینه‌های گمرکی، سود بازرگانی، حمل و نقل، عمده  و خرده فروشی و ……… / دسترسی به این محصول در خارج از کشور فقط در تناژهای بالا ممکن است که تولید کنندگان آن هیچ رغبتی جهت فروش آن ندارند زیرا فرآوری آن سودی به مراتب بیشتر و سرشاری داشته و به سختی قابل سفارش و خرید و در نهایت دسترسی به آن مشکل است. دسترسی به کنسانتره معدنی 60 درصدی آن، امری بدیهی و طبیعی است که در اکثر موارد، کشورهای تولید کننده، مقررات صفت و سختی برای آن وضع می‌کنند زیرا تمایلی به خام فروشی آن نداشته بلکه تمایل زیادی به صادرات مواد فرآوری شده از آن دارند. 98/7/30

چرا فکر می‌کنید که کامپوزیت بدست آمده به این روش 5 الی 10 درصد افت کیفیت نسبت به محصولات مشابه غربی داشته باشد؟

در محصولات غربی 1 الی 2 درصد کارباید تیتانیوم، نئوبیوم و تانتالیوم استفاده شده است، در روش اکسیداسیون طبیعی است که این ترکیبات از حالت کاربایدی خارج و اکسیدی شوند. در مرحله بعدی که این کنسانتره با کربن ترکیب داده می‌شود، این اکسیدها غیر قابل تبدیل به کارباید هستند و این عناصر کمیاب و گران قیمت به همان صورت اکسیدی باقی مانده و حالت سرامیکی به خود می‌گیرند. از اینرو در بدترین حالت، این کامپوزیت چنانچه که با کیفیت خوبی تولید شود نهایتاً 5 الی 10 درصد افت کیفیت خواهد داشت. چون افزودن این کاربایدهای گران قیمت به کامپوزیت در بهترین حالت باعث افزایش کیفیت 5 الی 10 درصدی کل محصول می‌شود و تنها راه حفظ این‌گونه کاربایدها در روند بازیافت، استفاده از روش بازیافت روی مذاب است که مسلماً باعث افزایش قیمت محصولات خواهد شد.

چند درصد تنگستن کارباید به صورت اکسید نشده در کنسانتره موجود است؟

به باور ما هیچ . اولاً اگر کنسانتره برای تولید کامپوزیت استفاده شود که هیچ مشکلی وجود نخواهد داشت چون هدف، تولید تنگستن کارباید است.

دوماً اگر بود این تنگستن کارباید اکسید نشده به صورت لجن در ته ظروف مربوط به بازیافت شیمیایی باقی می‌ماند و رویت می‌شد. ما که تا به امروز چیزی مشاهده نکرده‌ایم و اگر هم در آینده مشاهده شود، مشکل خاصی نیست چرا که تنگستن کارباید در حالت زینتر شده با کبالت در مقابل اکسیداسیون یا ترکیبات شیمیایی خورنده و قوی از خود مقاومت نشان می‌دهد، ولی در حالت دانه بندی ریز در حد میکرون بسیار اکسید و ترکیب شوند است و با حرارت بالای 600 درجه سلسیوس در مجاورت هوا، سریعاً اکسیده می‌شود. از اینرو در روند بازیافت شیمیایی هیچ مشکل خاصی وجود نخواهد داشت و قضاوت و داوری در این موارد، ختم می‌شود به نتیجه آزمون‌های XRD که متأسفانه تهیه گراف آن در داخل کشور بسیار سهل و آسان ولی آماده کردن نمونه آزمون و تحلیل داده‌ها (کریستالوگرافی) آن فعلاً در کشور ایران مقدور نبوده و در توان کشورهای صنعتی تراز اول است و ارسال آن به خارج از کشور یا غیر ممکن یا بسیار هزینه بر است. ولی این واحد در این موارد خاص قادر به دفاع از کیفیت و کمیت محصولات خود به وسیله سایر روش‌ها و مدارک علمی و آزمایشگاهی است که نیاز به ابزار و امکانات بسیار پیشرفته و گران قیمتی ندارد و توجهی به مطالب، اظهارات و عبارات عامیانه، کوچه و بازاری و دلسرد کننده ندارد. کاری که ترازوهای دیجیتال قادر به انجام آن هستند، گاهاً در توان پیشرفته‌ترین تجهیزات آزمایشگاهی نیست. به طور مثال در این مورد خاص، حداکثر سه اتم اکسیژن جایگزین یک اتم کربن می‌شوند و بلعکس و با داشتن یک آزمون XRF و توزین مواد  اولیه و ثانویه همه چیز مشخص و معلوم می‌شود. و در کل جهت راه اندازی این واحد سرمایه گزاری قابل توجهی نکرده‌ایم و به جایی هم بدهی نداشته و مقروض وام بانکی و …. نیستیم و ادامه فعالیت هرچند که درآمد چندانی نداشته باشد، ولی هزینه بر هم نیست و به این زودی‌ها قصد ختم فعالیت نداشته و دلسرد، خسته و تسلیم هم نمی‌شویم.  مگر اینکه عاملی خارجی آن هم خارج از توان ما باعث تعطیلی و توقف روند کار کارگاه شود و در مقابل تمامی مشکلات و محدودیت‌ها و محرومیت‌ها پایداری خواهیم کرد تا کام شیرین پیروزی را بچشیم.

به نظر شما چشم انداز و آینده‌ی صنعت تنگستن چیست (ارزش سرمایه گذاری و اتلاف وقت دارد)؟

به باور ما هم‌زمان با اتمام منابع سوخت‌های فسیلی، ذخایر فلزی اورانیوم قابل شکافت نیز به پایان خواهد رسید و تنها دو منبع تولید و بهره برداری انرژی، برای بشر قابل دسترس خواهد بود. یکی انرژی تابشی خورشید و دومی انرژی حاصل از واکنش هم جوشی است و با توجه به اینکه انرژی هم جوشی قابل اعتماد تر، دائمی و به طور مستمر پایدارتر است از این رو فلز تنگستن اهمیت خود را بیشتر نشان می‌دهد. چون تنها این عنصر است که می‌تواند به عنوان سپرهای حرارتی تا دمای 3400 درجه دوام آورده و انرژی تابشی این واکنش پاک را به دیگ‌های بخار آب و در نهایت به توربین‌های مولد برق انتقال دهد. خاصیت مغناطیسی و استحکام بالای آن چه به صورت خالص و چه به صورت آلیاژ، ویژگی است که در مواد دیگر همچون گرافیت یا حتی انواع و اقسام سرامیک‌ها یافت نمی‌شود. از این رو دست‌یابی به تکنولوژی ساخت هر یک از این رآکتورهای هم جوشی، نیاز به ده‌ها بلکه صدها تن فلز تنگستن دارد که در آینده نه چندان دور شاید بها و ارزش فلزاتی همچون طلا و پلاتین در مقابل آن بسیار کم باشد و نباید فراموش کنیم که در گذشته نیز، فلزاتی همچون آلومینیوم بسیار نایاب و گران‌تر از طلا بوده‌اند و ویژگی بسیار مهم تنگستن در اینکه، بازیافت و بازیابی می‌شود و این برای فلزاتی همچون اورانیوم غیر قابل ممکن است. چرا که در نهایت، به اتم‌های کوچک‌تر شکافته شده و از بین می‌روند. تنها به این دلیل است که بعضی از کشورهای صنعتی، سعی داشته‌اند از ذخایر طلای خود که جنبه اقتصادی دارد بکاهند و آن را تبدیل به ذخایر تنگستن و سایر فلزات همچون تانتالیوم، نئوبیوم و مولیبدن کنند که کمک به بهبود خواص تنگستن نموده و جنبه بسیار مهم استراتژیکی دارد. نا گفته نماند که در رویا و آرزوی بعضی از کشورها، تنگستن می‌تواند جایگزین پلوتونیوم در ساخت سلاح‌های هسته‌ای شود و آن را “میله های خدا” نامیده‌اند و به دنبال این هستند تا جرم 10 تنی از این فلز تنگستن را با سرعت 15 کیلومتر در ثانیه، از خارج جو به سطح زمین بکوبانند و انرژی معادل یک بمب هسته‌ای متعارف را آزاد کنند و عقیده دارند که این کوبش همانند یک شهاب سنگ عمل کرده و بعد از انفجار، هیچ‌گونه آلودگی رادیواکتیو در پی نخواهد داشت و مطرح نمودن این چنین پروژه‌های خیالی و جنجالی، به گرانی و نایابی آن دامن خواهد زد. لازم به یادآوری است که هرگونه احتمال تصادم و برخورد شدید این چنینی، مقادیر بسیار زیادی از فلز تنگستن را به هسته‌های سبک‌تر شکافته و به دنبال آزاد شدن مقادیر بسیار زیاد انرژی، تمامی جرم این‌گونه سلاح‌ها، در سطح زمین متلاشی و مقادیر قابل توجهی از آن، قبل از تصادف با زمین، در جو زمین اکسیده و دود خواهد شد. که بازیابی آن غیر ممکن بوده و تمامی این 10 تن از دست خواهد رفت. هم اینک نیز مقادیر قابل توجهی از آلیاژهای این فلز با ارزش، توسط سلاح‌هایی به نام ریل گان نابود می‌شوند و ماجرا از این قرار است که از آلیاژهای این فلز، در ساخت نفوذ کننده‌ها به سپرهای فولادی و بتونی استفاده می‌شود و این نفوذ کننده‌ها با نیروی دافعه الکترومغناطیسی با سرعت نزدیک به 8 ماخ صوتی به طرف اهداف تمرینی پرتاب و با توجه به اینکه آلیاژ تنگستن، جرم حجمی و سختی زیاد دارد و پرتابه های آن از انرژی جنبشی و قدرت نفوذی فوق‌العاده زیادی برخوردارند، خسارات باور نکردنی حاصل می‌شود که این‌ها همگی در نهایت باعث کاهش، بورس بازی و حتی انبار و احتکار کردن ذخایر تنگستنی، آن هم برای اهداف بلند مدت می‌شود.

تقریباً تمامی محصولات تنگستنی کاربرد دوگانه صنعتی و نظامی دارند. یکی از کاربردهای نظامی آن تولید و تهیه دارت (نیزه) برای سلاح‌های انرژی جنبشی، برای نفوذ و انهدام انواع زره پوش نفر بر، تانک یا ناوگان جنگی است (apfsds). همچنین تخریب سپرها و سنگرهای بتنی و نفوذ به اعماق زمین. تا به امروز هیچ روش موثر دفاعی برای دفع و یا مقاومت در مقابل قدرت نفوذی و تخریبی این‌گونه سلاح‌ها شناخته نشده است. زیرا همان‌طوری که از نام این‌گونه سلاح‌ها پیداست، این‌ها بر اساس داشتن انرژی جنبشی فوق‌العاده بالا کاربرد پیدا کرده‌اند. از آنجایی که تنگستن و آلیاژهای آن از جرم حجمی بالایی برخوردارند در نتیجه، به نسبت حجم و سرعت خود، می‌توانند نسبت به سایر فلزات، انرژی جنبشی بیشتری داشته باشند و صد البته مقاومت هوا تأثیر کمتری در کاهش سرعت و در نتیجه کاهش انرژی جنبشی آن خواهد داشت و بیشتر از سرب، در گلوله‌های بالستیک کارایی دارند. از طرف دیگر آلیاژهای تنگستن بسیار سخت و نقطه ذوب بالایی دارند و گوی سبقت را از اورانیوم ضعیف شده می‌ربایند. فلز اورانیوم ضعیف شده محصول جانبی عملیات غنی سازی اورانیوم قابل شکافت است و در مقابل فلز تنگستن از ارزش اقتصادی بیشتری برخوردار می‌باشد. چون در رآکتورهای آب سنگین قابل تبدیل به پلوتونیوم و قابل شکافته شدن است و از آنجایی که نقطه ذوب پایین‌تری دارد و شکل دادن و ماشین کاری آن آسان‌تر است، مورد استفاده بیشتری در این‌گونه سلاح‌ها پیدا کرده است. که مسلماً کار درست و منطقی به نظر نمی‌رسد. چون آلودگی زیست محیطی به دنبال داشته و برای ساکنین محل بسیار خطرناک است و آلودگی آن به مدت زمان بسیار زیادی باقی می‌ماند و کار با آن در محیط صنعتی دشوار است. این نیزه‌ها با سرعت بیش از 1400 متر بر ثانیه به طرف اهداف شلیک می‌شوند و در زمان تصادم با هدف، ضربه و حرارت فوق‌العاده بالایی ایجاد می‌کنند و چون تنگستن به همانند مس هادی خوبی در انتقال حرارت و جریان الکتریکی است، علیرغم ایجاد یک طپش الکتریکی و انفجار الکترومغناطیسی قوی منجر به تخریب کلیه مدارات الکترونیکی هدف، باعث یک تلاطم شدید و برانگیختگی سریع در سطح کوانتومی (ترازهای انرژی) شده که نتیجه آن از بین رفتن و از هم گسیختن تمامی پیوندهای واندروالسی، کووالانسی و داتیو در مکان برخورد می‌شود. از این رو قدرت نفوذی و تخریبی این‌گونه سلاح‌ها بیشتر از سلاح‌های خرج گود من‌جمله سری آر پی جی، موشک انداز تاو، کورنت و …. غیره است. از آنجایی که این پرتابه ها از حجم و سطح مقطع کوچک‌تری برخوردارند به سختی توسط رادارها قابل شناسایی هستند و به سرعت اهداف خود را غافل گیر و شکار می‌کنند و از آنجایی که سرعت و انرژی جنبشی بالایی دارند به سختی می‌توان آن‌ها را ره‌گیری، منهدم یا حتی در مسیر حرکت آن‌ها انحراف قابل توجهی ایجاد کرد. این دارت ها در غلاف‌های آلومینیومی چند تکه توسط توپ‌های بدون خان شلیک می‌شوند که بعد از خروج از لوله، مسیر خود را بدون غلاف ادامه داده و به واسطه داشتن یک پروانه چند بال در عقب، شروع به چرخش نموده و مقاومت هوا را به حالت قرینه در آورده و نبود خان در لوله توپ را جبران می‌کنند و مسلماً مسیر کاملاً مستقیمی را طی می‌کنند تا به هدف برسند. شواهدی در دست است که شرکت‌های اسلحه و مهمات سازی معتبری همچون لاکهیل مارتین از روش بازیافت ضایعات تنگستن کارباید برای تأمین مواد اولیه ارزان قیمت خود استفاده می‌کنند و این می‌تواند به سه دلیل عمده باشد. یک: کسب سود بیشتر و دو: پایین آوردن قیمت و رقابت با سایر شرکت‌های اسلحه و مهمات سازی و سه : جایگزینی مناسب برای اورانیوم ضعیف شده کم یاب و گران قیمت. از این آلیاژهای پایه تنگستن در پرتابه های ریل گان استفاده بسیاری می‌شود. نیروی دریایی کشور ایالات متحده امریکا سعی دارد سرعت شلیک این دارت ها را به سرعت شهاب سنگ‌های آسمانی یعنی 12000 متر بر ثانیه رسانده تا در زمان تصادم با هدف، هسته‌های سنگین تنگستن به هسته‌های سبک‌تر شکافته شده و انرژی آزاد شده مهیبی را باعث شود. که صد البته بدون تشعشعات و آلودگی رادیو اکتیو است و در کلاس سلاح‌های هسته‌ای متعارف و پاک قرار گرفته و همانند سلاح‌های نا متعارف هسته‌ای آلوده کننده با کاربرد کشتار جمعی نمی‌باشد. آلیاژ این پرتابه های ریل گان از عناصر تنگستن و تانتالیوم به علت دارا بودن نقطه ذوب بالا برای هر دو، و خاصیت ضد اکسید بودن برای تانتالیوم و همچنین افزودنی کروم و نیکل با خواص چسبندگی و ضد اکسید بودن است. تا بتوانند در سرعت‌ها و حرارت‌های بالا در جو زمین در مقابل سوختن و اکسیده شدن مقاومت نشان دهند و از جرم و انرژی جنبشی آن‌ها کاسته نشود. در عملیات نظامی طوفان صحرا، نیروی ضد زره ارتش امریکا در مدت چند ساعت با استفاده از این‌گونه سلاح‌های انرژی جنبشی متداول، از فاصله 1200 متری، یگان زرهی ارتش بعث عراق در جنگ کویت را کاملاً متلاشی و نابود کرد. این‌گونه تسلیحات نظامی هم اینک در اختیار ایالات متحده امریکا، روسیه، چین، سازمان آتلانتیک شمالی یا ناتو و یگان زرهی ارتش اسرائیل می‌باشد.

قیمت محصولات تنگستنی را چگونه تعیین و ارایه می‌کنید؟

همان‌طور که میدانیم 60 درصد منابع طبیعی تنگستن در کشور چین متمرکز شده و با توجه به اینکه کشور چین بزرگ‌ترین استخراج کننده کنسانتره معدنی جهان و بی رقیب‌ترین تولید کننده و بازیافت کننده آن است، مظنه محصولات تنگستنی در بازارهای چین کشف قیمت می‌شود. به طور مثال مبنای قیمت کنسانتره معدنی تنگستن بر پایه دارا بودن 60 الی 65 درصد WO3  در کنسانتره اکسیدی و WO4 در کنسانتره کلسیدی اعلام و معامله می‌شود. کنسانتره اکسیدی صنعتی این واحد حداقل 97 درصد اکسید سبز تنگستن به همراه کبالت خالص ترکیب شده با WO4 به صورت کبالت تنگستات و کبالت اکسید دارد که این فلز از لحاظ قیمت دست کمی از تنگستن ندارد. و در نگاه اول بهای این کنسانتره صنعتی تولید شده در این واحد بیش از 1.5 برابر کنسانتره معدنی ارزش دارد. ولی باید به این نکته مهم توجه نمود که کنسانتره معدنی حاوی 35 الی 40 درصد خاک (اکسید سیلیسیوم، آلومینیوم، آهن و …) می‌باشد که حذف این ناخالصی‌های مضر، فرایند بسیار پیچیده و هزینه بری خواهد داشت و مقداری از تنگستن و کبالت در این فرایند پالایش و غنی سازی، به هدر رفته و غیر قابل بازیابی است. در نهایت اینکه ارزش مادی این کنسانتره بیش از دو برابر کنسانتره معدنی بود و به علت بالا بودن ارزش آن، اصلاً در بازارهای بین‌المللی عرضه و به فروش نمی‌رسد و قابل دسترس هم نمی‌باشد و تولید کنندگان آن بیشتر از همه تمایل به فراوری و پالایش بسیار سود آور آن دارند تا عرضه آن به بازارهای بین‌المللی. چرا که تجزیه و استخراج تنگستن و کبالت و …. از آن بسیار آسان و کم هزینه بوده و پیچیدگی‌ها و فرایند پرهزینه و ریخت و پاش کارخانجات فراوری کنسانتره معدنی را ندارد. و از همه مهم‌تر اینکه در اکسیداسیون تنگستن کارباید تقریباً 3 اتم اکسیژن جایگزین یک اتم کربن شده و کنسانتره تولید شده تقریباً 20 درصد افزایش وزن خواهد داشت. به طور مثال در صورتی که کنسانتره معدنی در بازارهای چین 11.5 دلار امریکا باشد و قیمت هر دلار امریکا در بازار ایران 15000 تومان، ارزش هر کیلوگرم کنسانتره صنعتی تولید شده در این واحد، 345000 تومان قیمت گذاری می‌شود. ناگفته نماند این کنسانتره در بازارهای چین نیز به این قیمت‌ها قابل خریداری و تهیه نبوده و خریدار آن در ایران، در هزینه‌های گمرکی و حمل نقل بین‌المللی صرفه جویی قابل توجهی خواهد داشت.

سطح تولیدات شما چقدر است؟

پاسخ این سوال در مبحث مدیریت صنعتی داده میشود. در واقع حجم یا سطح محصولات ارایه شده در هر واحد تولیدی، به دو پارامتر کلی 1- میزان سرمایه و امکانات در دسترس آن واحد 2- میزان تقاضا برای خرید در بازار مصرف و تعداد خریداران، بستگی دارد. به طور مثال ظرفیت تولید در هر سیستم یا خط تولید تا یک مقدار محدود و مشخص، قابل افزایش است ولی بعدها با افزایش تعداد خط تولید (کلونی سازی) به صورت نا محدودی قابل افزایش است. این واحد همینک با توجه به تقاضای بسیار کم و ناچیز محصولات تنگستنی در بازار ایران، که صرفا جهت مقاصد تحقیقاتی و پژوهشی  خریداری شده و به مصارف آزمایشگاهی و غیر صنعتی میرسد، تنها بخشی از هزینه های خود را تامین میکند.

آیا تمایل به شراکت و همکاری، فروش و انتقال فناوری و تجربیات بدست آمده خود را دارید؟

ابتدا باید بدانیم که اهمیت اقتصادی صنعت بازیافت تنگستن کارباید چیست حتی ضایعات نرم تنگستن؟ در مورد میزان گردش مالی این صنعت در جهان، آمار دقیق و قابل اطمینانی در دست نیست. به حکایتی این مبلغ رقمی مابین 40 تا 100 میلیارد دلار در سال است. و در بدترین حالت، مقدار سود آن 10 و در بهترین حالت بیشتر از 50 درصد است. موضوع بسیار مهم اینکه هشتاد درصد معادن طبیعی تنگستن به حالت مشترک مابین دو کشور چین و روسیه تقسیم شده است و شصت درصد آن به تنهایی در خاک چین و بیست درصد آن متعلق به روسیه است و بیست درصد بقیه در کشورهای انگلستان، کانادا، قاره استرالیا، بولیوی، اتریش، پرتغال، قزاقستان، امریکا و …. میباشد. به گزارش خبرنگار ماین نیوز، براساس گزارش سازمان زمین شناسی آمریکا (USGS) چین در سال 2013 میلادی معادل 60 هزار تن تنگستن تولید کرده و به بزرگترین تولید کننده این ماده معدنی در جهان تبدیل شده است. روسیه با 2500 تن، کانادا با 2200 تن و بولیوی نیز با 1200 تن تولید در رتبه های دوم، سوم و چهارم این رده بندی قرار گرفتند. همچنین دو کشور اتریش و پرتغال نیز هر یک با تولید 800 تن به صورت مشترک رده پنجم را به خود اختصاص دادند. مجموع تولید جهانی تنگستن در سال 2013 میلادی بدون احتساب تولید آمریکا به 71 هزار تن رسیده. و این مقدار تولید به طور متوسط هر ساله به ذخایر در گردش تنگستن در صنایع جهان افزوده میشود. ولی این حجم تولیدات سالیانه تنگستن بعد از مصرف و قراضه شدن به دور ریخته نمیشوند بلکه وارد چرخه بازیافت میشوند. به طور خلاصه برای ورود به این صنعت و شروع به فعالیت و رقابت با کشورهای صنعتی جهان، حداقل یک میلیارد دلار سرمایه گذاری اولیه لازم است. و اینک این سوال مطرح میشود که آیا با این سرمایه گذاری ناچیز میتوان با غول های این صنعت بزرگ جهانی وارد رقابت شد؟

جواب مثبت است برای اینکه هر غولی چه در دنیای تخیلی و چه در دنیای واقعی برای خود نقطه ضعف ( پاشنه آشیل ) دارد. به طور مثال هر واحد صنعتی قیمت بیشتری جهت خرید ضایعات تنگستن دهد، این قراضه ها در حجم بسیار زیادی روانه آن میشود. البته تنها کشور و واحد صنعتی امکان اینکار را دارد که بتواند با پایین آوردن هزینه ها این افزایش قیمت در تهیه مواد اولیه را جبران کند و هر واحد صنعتی که قیمت پایین تری جهت محصولات تولیدی خود ارایه کند، مسلما موفق به فروش شده و به راحتی میتواند به مرور زمان کشورها و واحد های صنعتی فعال در زمینه بازیافت را از دور خارج کند. در واقع این واحد صنعتی یا کشور میزبان میتواند بدون در اختیار داشتن معادن طبیعی تنگستن، به مقدار ذخایر دپو(انباشته) شده و یا در حال چرخش خود بیفزاید و انحصار بازیافت آن را نصیب خود کند. رویه و روالی که مدتهاست کشور چین اتخاذ کرده و این روند نتیجه بخش بوده و موفقیت چشم گیری نیز داشته است و علت آن دسترسی به نیروی کار ارزان بوده و کشوری که این ویژگی را داشته و دسترسی به منابع انرژی متعلق به خود را داشته باشد میتواند فراتر و جلوتر از کشور چین گام برداشته و آن را پشت سر بگذارد چون تنها منبع انرژی قابل دسترس در چین ذغال سنگ است و کشور چین فاقد منابع نفت و گاز است و آن را به بهای روز جهانی تامین میکند از اینرو رقابت و به چالش کشیدن آن ممکن و مقدور است.

و صد البته اینگونه فعالیتهای بین المللی در این حجم و مقدار در تقابل با کشورهای صنعتی جهان، بدون پیامد نبوده و برای خود تبعات و درد سرهایی خواهد داشت چه در عرصه سیاسی و چه در زمینه صنعتی که میتواند روابط سیاسی و تجاری را به بحران بکشد. به هر حال بعد از اتمام جنگ جهانی دوم، لشکر کشی و درگیری های نظامی ارزش و اهمیت خود را از دست داده و جای آن را رقابت های اقتصادی گرفته است. چرا که جنگ چیزی جز خرابی، مرگ، تورم و هزاران مشکل اجتماعی و … به ارمغان نمیآورد ولی اینگونه رقابت های صنعتی، دست آورد مهمی همچون عمران و آبادانی، اشتغال، بهبود معیشت و ده ها و صدها  نتیجه مفید و دست آورد مثبت به همراه دارد.

از اینرو فناوری هایی از این دست که توان پیاده سازی در مقیاس صنعتی و تولید در حد انبوه داشته باشد، بسته به مورد مصرف از جمله صنایع نظامی – هوا فضا – هسته ای یا کاربرد های عمومی و تجاری و بسته به درصد سودآوری و سایر برتری ها و ویژگی ها، از یک الی ده ملیون دلار حتی بیشتر ارزش گذاری و معامله میشوند.  

آیا فناوری خود را ثبت نموده اید؟

قوانین ثبت اختراع برای حمایت از حقوق ناشی از یک اختراع قابل ارایه به بازار به عنوان یک محصول جدید و قابل استفاده آنهم تا یک مدت معلوم و محدود وضع شده و از نگاه عقلانی و منطقی، ظاهرا شاید درست به نظر برسد. چون این محصول تولید شده در بازار مصرف، موجود و قابل رویت است و میتوان به راحتی سازندگان، توزیع کنند گان و فروشندگان را ردیابی و شناسایی و در صورت مشاهده تخلف، موضوع را از طریق مراجع حقوقی پیگیری و ادعای خسارت نموده و روند تولید آن را متوقف کرد، بعد از آن فرایند تولید یک محصول نیز قابلیت ثبت پیدا کرد. این فرایند جدید میتواند برای تولید یک محصول قدیمی یا یک محصول جدید باشد. در صورتی که این ثبت اختراع برای تولید یک محصول جدید و بدیع باشد، ظاهرا ثبت اختراع مثمر ثمر خواهد بود. اما در صورتی که این ثبت اختراع برای تولید یک محصول قدیمی و موجود در بازار باشد، از بعد عقلانی و منطقی، اینکار اصلا درست به نظر نمیرسد. چون این امکان وجود ندارد که تشخیص داد که این محصول تولید شده و ارایه شده در بازار مصرف از طریق کدام فرایند تهیه و تولید شده است و نمیتوان تولید کنند گان متخلّف را ردیابی و در صورت مشاهده تخلف موضوع را از مراجع حقوقی پیگیری و ادعای خسارت نمود. اصولا اختراعاتی که به مصارف عمومی (عامه مردم) میرسند و مستقیما وارد بازار و فروشگاه ها میشوند تحت پوشش حمایتی از این چنین قوانینی قرار میگیرند و محصولات تخصصی که گروه خاصی از مردم ارایه کننده یا خریدار آن بوده و شیوه و روش تولید آن نیز غیر قابل تشخیص است، در عمل هرگز توسط این چنین قوانینی قابل حمایت نیستند هرچند که ثبت قانونی شده باشند. و از همه بدتر اینکه، ثبت کننده اینگونه فرآیندها برای اینکه در چتر حمایتی قانون قرار بگیرد، مجبور به افشای کامل کلیات و جزئیات و تمامی ویژگی های فرایند و روش تولید است و این دقیقا به این معنی است که نتیجه تمامی سعی و تلاش و تمام فناوری ها و تجربیات خود را مجانی در اختیار رقبای خود چه در داخل و چه در خارج قرار دهد. این در حالی است که اینگونه رقبا با دارا بودن سابقه کار (برند معروف و شناخته شده)، مشتریان دائمی و سرمایه و امکانات زیاد میتوانند استفاده بهتری از اینگونه فرآیندهای ثبت شده و افشا شده ببرند.

آیا امکان بازدید از کارگاه شما وجود دارد؟

متاسفانه خیر، رویه فعلی ما عدم افشا است.

چنانچه عبارت “بازیافت تنگستن کارباید” را در گوگل سرچ کنید سه نتیجه اول جستجو از قرار زیر است:

کارگاه بازیافت تنگستن کارباید

tungstenconcentrate.ir

این واحد بازیافت تنگستن کارباید را در مقیاس آزمایشگاهی شروع کرده است و خریدار ضایعات تنگستن کارباید از هر نوعی می باشد.

بازیافت شیمیایی تنگستن کارباید – کارگاه بازیافت …

tungstenconcentrate.ir › recycling › chemical-recycling

بازیافت شیمیایی تنگستن کارباید: قبل از هر چیز به این واقعیت تلخ باید اشاره کرد که، واژه “بازیافت” برای اکثر مردم ایران، واژه‌ای ناخوش آیند است و علت آن اینکه، …

طرح بازیافت تنگستن کارباید | مشاوره سرمایه گذاری، تهیه …

etarh.com › نوشته ها

۲۳ آذر ۱۳۹۹ — طرح بازیافت تنگستن کارباید. کاربید تنگستن یک کاربید شیمیایی است که حاوی قسمتهای مساوی از اتم های تنگستن و کربن است. تقریباً دو…

نتیجه سوم مربوط میشود به سایت پارس رابین که با کمال تعجب با کپی برداری از مطالب وب سایت ما اقدام به تنظیم طرح توجیهی و فروش آن جهت کسب موافقت اصولی و جواز تاسیس نموده است بدون اینکه کوچکترین اطلاعی از فناوری و فرایند بازیافت این واحد داشته باشند و اینک این سوال بسیار مهم مطرح میشود که اگر این واحد اجازه بازدید یا بازرسی از محل فعالیت خود را به اشخاص چه حقیقی و یا حقوقی و چه دولتی و ….. دهد چه پیامدهای ناگواری برای روند کاری ما خواهد داشت و چه معاملات و مبادلات مالی در این رابطه انجام خواهد شد؟

پرینت مطالب سایت پارس رابین XPS

پرینت مطالب سایت پارس رابین PDF

با تحقیق و برسی انجام شده به این نتیجه رسیدیم که اینگونه شرکتها و موسسه ها برای انجام فعالیت خود، نتنها مجوز دولتی داشته بلکه از همکاری کارمندان شاغل و بازنشسته دولتی، منجمله وزارت صنعت معدن و تجارت و سایر وزارت خانه ها بهره میجویند و آن را در جهت ترویج و گسترش واحدهای صنعتی، اشتغال زایی، خودکفایی و …. توجیه میکنند و این فعالیت خود را کاملا قانونی و تحت حمایت و پوشش دولت میدانند. ولی در کشورهای صنعتی اینگونه رفتارها را دزدی و جاسوسی صنعتی شناسایی و با آن برخورد قانونی میکنند. چون برای واحدهای صنعتی در حال فعالیت بسیار مخرب و مضر است که میتواند در نهایت موجب ورشکستی و نابودی کامل آنها شود و کارمندان شاغل و بازنشسته دولتی که دسترسی کامل به اطلاعات کلی و فناوری های واحدهای صنعتی دارند، به هیچ وجه حق افشای آنها را نداشته چه برسد به فروش آنها. در کشورهای صنعتی ارایه و فروش اینگونه اطلاعات و فناوری ها در انحصار کسانی است که در زمینه کسب فناوری های جدید و طراحی و ساخت خط تولید و ….. فعالیت دارند و میبایست مالک آنچه باشند که در معرض فروش قرار داده اند.    

آیا روش بازیافت شما آلودگی محیط زیستی دارد؟

اولین خروجی روند بازیافت به روش شیمیایی نمک سدیم یا همان سدیم کلرید است. این مایع رقیق میتواند به دریاچه های مصنوعی آب نمک تزریق شود یا جهت احیای دریاچه های آب نمک در حال خشک شدن استفاده شود و بعد از تغلیظ به حالت اشباع با استفاده از انرژی نور خورشید و هوای گرم تابستانی، مجددا به مخازن تجزیه الکترولیزی داخل نمود و گاز اکسیژن، هیدروژن، کلر، و مایع سدیم هیدروکسید را به مجتمع بازیافت برگرداند. بعد آن نوبت نمک های کلسیم منجمله نیترات و کلرید کلسیم است که میتوان بعد پالایش و تسویه مجددا وارد فرایند بازیافت نمود یا به صورت مایع غلیظ شده یا متبلور و خشک شده جامد به بازار مصرف ارایه نمود. همچنین میتوان از آنها سولفات، کربنات یا فسفات کلسیم نیز تهیه کرد که کاربردهای خاص خود را دارند. در واقع ترکیبات شیمیایی مورد لزوم در این روش بازیافت را میتوان در یک حلقه و چرخه بسته بکار برد بدون هیچگونه دور ریز و ریخت و پاش و هدر رفتن. در واقع این جریان الکتریکی است که جریان تبدیلات ترکیبات شیمیایی و روند بازیافت را به پیش میبرد.  

چرا در پروژه جنجالی “میله های خدا” متعلق به وزارت دفاع امریکا پنتاگون، نیزه های بیست تنی از جنس تنگستن یا آلیاژهای آن مد نظر گرفته شده است؟

جواب خیلی ساده است! این نیزه ها در زمان تصادم با هدف زمینی، سرعت شان میبایست چیزی در حدود 12 کیلومتر بر ثانیه باشد. مسلما مقدار بسیار زیادی از این جرم، در جو زمین خواهد سوخت و اکسیده و دود خواهد شد و علت آن اصطکاک شدید هواست. و از همه مهم تر، آنجایی که فشار هوا به یک اتمسفر نزدیک میشود، همانند سدی مستحکم عمل کرده که باعث متلاشی شدن سنگ های آسمانی میشود و مقدار کمی از این پرتابه ها موفق به تصادم با هدف میشود. چیزی در حدود 200 یا 300 کیلوگرم. در سرعت 12 کیلومتر بر ثانیه هر کیلوگرم تنگستن انرژی جنبشی معادل 72 مگا ژول خواهد داشت و سیصد برابر آن 21.6 گیگا ژول میشود. یعنی انرژی معادل 5.16 تن T.N.T که انرژی قابل توجهی نیست و اینک این سوال مطرح میشود که این هزینه سرسام آور که فعلا پنتاگون توان تامین آن و عملی کردن پروژه را ندارد برای چیست؟ مسلما برای یک بمب 5.16 تنی نیست چرا که بمب افکن های فعلی قادر به حمل و پرتاب آن هستند. جهت روشن شدن موضوع میبایست نگرش دیگری به موضوع داشته باشیم و آن اینکه در زمان تصادم این پرتابه با هدف، انرژی جنبشی 72 مگا ژول بر کیلوگرم تبدیل به حرارت شده و دما را تا 545.454 یعنی نیم میلیون درجه افزایش میدهد که کارشناسان احتمال میدهند که هسته های فلزی در این دما، فشار و ضربه به هسته های سبک تر شکافته شوند که مسلما انرژی سهمگین به همراه خواهد داشت که در بخش های فوقانی توضیحات کافی داده شده است و این نکته مهم که این دما همگن نیست. در بعضی نقاط هزاران برابر بیشتر و در بعضی نقاط به همین میزان کمتر است. اینک با عنایت به اینگونه پروژه های محرمانه لو رفته و افشا شده، میتوان حدس زد که در ذهن مهندسین و متخصصین صنایع هوافضا که بدنبال طراحی و ساخت جنگ افزار نظامی هستند چه میگذرد. اولا سرعت مورد نیاز برای چرخش دایمی ماهواره های مدار پایین چیزی در حدود 27000 کیلومتر بر ساعت معادل 7.5 کیلومتر بر ثانیه است. که با یک انحراف سریع و شیرجه رو به پایین به کمک موتور های پیش ران قوی و کمک گرفتن از شتاب ثقل زمین، سرعت 12 کیلومتر بر ثانیه به راحتی قابل دسترس است، حتی خیلی بیشتر از آن تا دمای تصادم تا چندین میلیون درجه بالا رود و نیازی به حمل بار به مدارهای بالایی نیست. دوما امروزه به لطف فناوری های بدست آمده در رابطه با سرامیک ها، نسوزها، دیر گدازها، عایق ها، کامپوزیتها و … میتوان پوشش های مقاوم برای اینگونه پرتابه ها تهیه نمود تا جلوی سوختن و اکسیداسیون آن را گرفت و کل جرم 300 کیلویی آن با هدف تصادم کند و بسیار محتمل است که دما در بعضی نقاط به دمای هم جوشی ستارگان برسد. که بردن این بار سبک به مدار پایین کار نسبتا کم هزینه ای است. اما برتری اینگونه تجهیزات به موشکهای بالستیک و کروز اینکه، خیلی سریعتر به اهداف خود میرسند و رادارهای زمینی آنها را با سقوط ماهواره از کنترل خارج شده یا شهاب سنگهای آسمانی اشتباه میگیرند و مسئولیت انفجار آن را نیز میتوان به گردن شهاب سنگها انداخت حتی خود ماهواره که به طور غیر عمدی سقوط کرده باشد و صد البته میتوان عناصر دیگری به پرتابه افزود که قدرت انفجار آن را بیفزاید و به گردن باتری های موجود در ماهواره یا عناصر موجود در شهاب سنگ انداخت که به یقین اینگونه پرتابه ها غیر قابل ره گیری و انهدام خواهند بود. و شاید روزی تحت پوشش عملیات تروریستی و خراب کارانه مورد استفاده قرار دهند و از خود صلب مسئولیت نمایند.

به نظر شما در صورت عملی شدن صنایع بازیافت ضایعات سخت و نرم تنگستن و پا گرفتن صنایع مرتبط با آن، به چه میزان در اشتغال زایی و رشد اقتصادی کشور تاثیر مثبت خواهد داشت و حمایت ها و مشوق های دولتی به چه میزان خواهد بود؟ آیا شما بهرمند میشوید اگر بله، به چه میزان و چه پوششی؟

پاسخ به این سوال در حیطه تخصص شاخه مدیریت صنعتی، مدیریت بازرگانی و کارشناسان بخش صنایع و علم اقتصاد است در صورتیکه اطلاعات جامع و تجربیات کافی داشته باشند. محدوده اطلاعات ما در میزان تقریبی چرخش مالی و حجم مواد تولیدی در جهان است که در بخش های قبلی به آن اشاره کردیم. ولی آنچه مسلم است اینکه در سیستم سرمایه داری صاحبان صنایع به دنبال اتوماسیون صنعتی و بهره گیری از خط تولید رباتیک هستند تا اشتغال نیروی انسانی را به حداقل خود رسانده و با کاهش دست مزد ها و هزینه ها، سود بیشتری نصیب خود کنند و با پایین آوردن قیمت ها، رقبای خود را از میدان به در کنند. ولی در سیستم سوسیالیستی سعی میشود از نیروی کار انسانی بیشتری استفاده شود تا اشتغال و درآمد عمومی افزایش یابد و تنها در مواردی که نیاز به سرعت و دقت عمل بالا هست و آنجایی که احتمال خطای انسانی و بروز خسارت مالی و جانی وجود دارد، از اتوماسیون صنعتی و سیستم رباتیک استفاده میشود. پس جواب سوال شما در ساختار اقتصادی و صنعتی و طراحی خط تولید نهفته است. اما در سیستم های اقتصادی که از ادغام و ترکیب یا در کنار هم قرار دادن دو سیستم سرمایه داری (بخش خصوصی) و سیستم سوسیالیستی (مردم نهاد یا یارانه ای) به وجود آمده اند وضعیت بسیار پیچیده است. به طور مثال مشاهده شده است که:

  1.  بخش خصوصی در اکثر موارد راغب به اخذ وام کم بهره و یا بدون بهره طولانی مدت است که مسلما با وجود تورم، در طولانی مدت باعث افزایش چشمگیری در حجم سرمایه گذاری اولیه میشود، حتی بدون داشتن هرگونه فعالیت صنعتی و تولیدی مفید.
  2. استفاده از ارز های ارزان قیمت دولتی که هر از گاهی اختلاف قیمت چشم گیری با نرخ واقعی بازار پیدا میکند.
  3. استفاده از سهمیه های یارانه ای دولتی در جهت تامین مواد اولیه مورد نیاز.
  4. استفاده از حامل های انرژی ارزان قیمت با اختلاف قیمت فاحش نسبت به نرخهای بین المللی که در صورت صادرات کالا به خارج از کشور، به صورت بسیار کاذب در سود تولیدات مشهود میشود. چرا که در غالب محصولات صادر شده، مقادیر بسیار زیادی انرژی نیز خارج میشود.
  5. ثبت شرکتهای صوری خارج از کشور جهت انجام معاملات ارزی  (LC)زیر قیمت واقعی و فرار از تعهدات استرداد ارزی و فروش آن بالاتر از قیمت های مصوب در بازار آزاد.
  6. دادن اطلاعات غیر واقعی به اداره بیمه و سازمان تامین اجتماعی جهت استفاده از انواع اعتبارات و وام های بانکی و امتیازات و بخشودگی ها در باب اشتغال زایی.
  7. فرار مالیاتی به انواع دلایل قانونی و غیر قانونی.
  8. زد و بند، بده بستان و حتی شراکت با مسئولین بانکی و اعتبارات حتی مقامات دولتی.
  9. سرمایه گذاری تسهیلات دریافتی در بخش های غیر صنعتی . 
  10. استفاده از انواع رانت و اطلاعات دولتی جهت کسب سود غیر قانونی و ……..

و متاسفانه اکثر واحدهای صنعتی که نتوانسته اند یا نخواسته اند از موارد فوق بهره جویند، محکوم به شکست و نابودی شده اند. البته نمیتوان به جرات گفت وضعیت تمامی بخش های صنعتی و تولیدی اینگونه است. به هر حال مواردی هستند که وجود دارند و مشاهده و گزارش شده اند. و لازم به توضیح است که این واحد فعلا تحت هیچ نوع پوشش حمایتی و تشویقی قرار ندارد و به هیچ نهاد، ارگان، سازمان و وزارت خانه ای وابسته نبوده و هیچگونه مجوز فعالیتی نیز دریافت ننموده است و فعلا در حال بازار یابی محصولات تولید شده است.

دلیل اینهمه اختلاف قیمت فاحش مابین محصولات (ابزار آلات) و ضایعات تنگستن کارباید در چیست؟

برای پاسخ دادن به این سوال، ابتدا میبایست مثالی زده شود. فرض کنید درصدد ساخت سازه بتونی مسلح به میل گرد آجدار هستیم. ابتدا این سازه میبایست طراحی شود، سپس محاسبه و در نهایت اجرا شود. اگر بعد از مدتی تصمیم به تخریب آن گرفتیم، این کار چالشی بزرگ است. برای اینکه این سازه برای تحمل بارهای بسیار سنگین و تنش های قوی ناشی از زمین لرزه محاسبه و اجرا شده است و تخریب آن به این راحتی ها نخواهد بود. اولین و ساده ترین راه انفجار آن است. تا سازه با ضربه ناشی از سقوط وزن خود تخریب شود. ولی این روش پر خطر است و به سازه های کناری آسیب وارد می کند. دومین راه پر هزینه و زمان بر استفاده از مواد شیمیایی تخریب بتن است که در عمل استفاده نمیشود. سومین راه متداول تخریب به وسیله بتن کن است. اما باید در نظر گرفت که مصالحی همچون شن و ماسه و سیمان بکار رفته، نه تنها قابل بازیافت نیستند بلکه به صورت نخاله ساختمانی در آمده و هزینه حمل و نقل و دفن زیادی در بر دارند. تنها مصالح قابل بازیافت ماتریال های فولادی است که میبایست تحویل ذوب آهن شوند و به قیمت آهن قراضه خریداری میشوند. پس در زمان تخریب، نتنها کلیه هزینه های طراحی، محاسبه، گود برداری، اجرا و مبالغ پرداختی از بابت مصالح ساختمانی و حمل و نقل آن از بین رفته بلکه تخریب این سازه خود هزینه زیادی داشته و قراضه های آهن نیز مبلغ نسبتا ناچیزی مسترد خواهند کرد. در صورت کم ارزش بودن اراضی که در آنها سازه بنا شده و چنانچه تخریب و بازسازی بنا توجیه اقتصادی نداشته باشد، اینگونه سازه ها متروکه و رها میشوند. 

در مورد سمنت (سیمان) یا سمنتت ( سیمانی یا سیمان کاری شده ) های تنگستن کارباید با وضعیت مشابهی روبرو هستیم. برای اینکه مهندسین متالورژی سعی در تهیه و تولید ماتریال با حداکثر ویژگی های ممکن منجمله سختی و چقرمگی بالا بوده و مهندسین مکانیک و ماشین افزار تلاش برای طراحی شکل هندسی خاص با حداکثر کارایی نموده و در مواردی با روکش های سخت تر و مقاوم در مقابل اکسیداسیون و عوامل شیمیایی مسلح نموده اند. در این حالت ساختارهای میکروسکوپی چنان است که حمله و نفوذ عوامل شیمیایی قوی و بسیار خورنده تقریبا غیر ممکن است. بازیافت مکانیکی نیز کار به جایی نمیبرد چون سمنت طراحی شده برای تحمل حاد ترین شرایط در عملیات صنعتی و ماشین کاری. سمنت فقط توسط الماس و سی بی ان قابل سنگ زنی است آنهم در زیر روغن با دمای زیر صفر و آسیاب و خردایش آن ممکن نیست. چون گلوله های آن در آسیاب های بالمیل به مدت بسیار مدیدی برای خردایش مواد سخت قابل استفاده است و هر اقدامی برای خردایش آن، منجر به تخریب خود تجهیزات آسیاب میشود. انفجارات شدید بر آن بی اثر است چون در تجهیزات نظامی، قطعات آن در مواد منفجره جاسازی و باعث افزایش قدرت نفوذ میشود. سمنت یا کامپوزیت تنگستن کارباید – کبالت به هیچ وجه قابل ذوب و ریخته گری نیست چون ساختمان میکروسکوپی آن بالای 1500 درجه دگرگون میشود و قابلیت استفاده مجدد نخواهد داشت. واکنش های الکترو شیمیایی شاید در مراحل اولیه کارساز باشد، ولی با پوسته انداختن سطحی، جریان الکتریکی قطع شده و روند بازیافت متوقف میشود. در واقع بازیافت این ماتریال یک چالش مهندسی محسوب میشود. چرا که حجم زیادی از این ضایعات در مدت زمان کوتاهی میبایست چنان مورد حمله قرار گیرند که راه برای نفوذ عوامل شیمیایی برای تفکیک فلزاتی همچون تنگستن، کبالت، تانتالیوم، نئوبیوم، کروم، مولیبدن، نیکل و … باز شود و گرنه عملیات توجیه اقتصادی نداشته و صرفا اتلاف هزینه و زمان خواهد بود. در بعضی از کشورها یا اینگونه ضایعات رها میشوند یا به قیمت نازل در اختیار کشور چین قرار میگیرند. چنانچه پروسه بازیافت به درستی طراحی و اجرا نشود، حجم زیادی از ضایعات و مواد شیمیایی و انرژی و نیروی کار انسانی و ….. از بین میرود.

در مورد تاریخچه تنگستن چه میدانید؟

تا قبل از جنگ جهانی دوم، تنگستن فلز مشهور و مطرحی در دنیا نبود. قبل از شروع جنگ جهانی دوم یا مصادف با آن مهندسین صنایع نظامی دریافته بودند که گلوله یا مرمی بالستیک های ساخته شده از تنگستن، قدرت کشندگی و نفوذ بسیار زیاد یعنی چندین برابر سرب و فولاد را دارند و در صورت حل شدن مقدار کمی از آن در مذاب، سختی فولاد را به صورت چشمگیری افزایش میدهد. از این رو قدرت های بزرگ درگیر در جنگ جهانی، به فکر توسعه صنایع تنگستن افتادند. اشخاصی همچون روزولت با چاپ مرکب سبز بر روی کتان و کسی همچون چرچیل با چاپ تصویر شاه یا ملکه بر روی کاغذ سعی در تشویق و حمایت از صنایع بخش خصوصی (سرمایه داری) نمودند ولی با فعالیت بیش از حد چاپخانه های نشر اسکناس، تورم چنان بالا میرفت که کارخانجات بعد از تحویل سفارشات به ارتش، دیگر قادر به تامین مواد اولیه و پرداخت هزینه های خود نبودند. خزانه این دو دولت به علت هزینه های نجومی جنگ خالی از طلا شده بود و قادر به پرداخت از طریق سکه های طلا نبودند. افرادی همچون استالین در مرحله اول سعی میکرد مخالفین و کار شکن نان را جهت کار اجباری به سیبری تبعید کند و سیستم تشویق و تنبیه را برای پیشبرد کارها اتخاذ کند. دست اندرکاران این صنعت در صورت موفقیت از طبقه کارگری فاصله گرفته و به طرف قشر حزب کمونیست ارتقا جایگاه پیدا می کردند. سیستمی مشابه لایک شبکه های اجتماعی. ولی در وضعیت معیشت آنها هیچ تغییری ایجاد نمیشد. و در نهایت از همان امکانات زندگی قبلی برخوردار میشدند به علاوه کلی اضافه کاری و درگیری فکری و مشغله کاری. ولی آنکه در نهایت برنده این میدان نبرد شد شخصی بود به نام آدولف هیتلر متولد اتریش که توانست در فرصت کوتاهی حس نژاد پرستی، ملی گرایی و وطن پرستی ژرمن ها را بر انگیزد و تمامی آنها را یک دل، یک صدا و یکپارچه کند. آتشی که خود افروخت و قادر به خاموش کردن آن نیز نبود. او ملت آلمان را محکوم به پیروزی کرده بود و ژرمن ها جرات نداشتند رویای شکست را در خواب خود ببینند. چون به دست گشتاپو و یا نیروهای اس اس آزار و اذیت میشدند. چنانچه کارها کند پیش میرفت جمعی از متخصصین بازداشت و قرنطینه میشدند تا مجبور شوند موفق، از اسارت رها شوند. هر چند که او به عنوان یک جنایتکار جنگی شناسایی و مشخص شد ولی خدماتی به علوم بنیادی و صنایع آلمان نمود که نشانه های آن تا به امروز آشکار است هرچند که خود ژرمن ها جرات یادآوری آن را نداشته باشند. به هر حال امروزه حرف اول در مورد فناوری و کیفیت محصولات تنگستنی را ژرمن ها به زبان می آورند و به این دلیل مهم است که نامگذاری این فلز توسط جهانیان به تانگ استون به آلمانی سنگ سنگین مقبول شده است و ولفرام لغت امریکایی و انگلیسی آن کاربرد زیادی ندارد چون از ژرمن ها بسیار عقب مانده اند. ارتش نازی برای اولین بار از تنگستن کارباید در تسلیحات نظامی استفاده نموده است. در نهایت اینکه امروزه صنایع تنگستن موفقیت خود را مدیون انقلاب صنعتی ژرمن ها هستند که سعی داشتند ماشین جنگی خود را هر چه سریعتر و قوی تر به جلو ببرند.

آیا کشور ایران دارای ذخایر معدنی تنگستن هست و با کنسانتره معدنی کار کرده اید؟

ذخایر معدنی تنگستن، امروزه میبایست حداقل عیاری بالاتر از یک درصد داشته باشند تا برداشت از آنها توجیه اقتصادی پیدا کند. متاسفانه تا به امروز ذخایری با این عیار در ایران شناسایی و اکتشاف نشده است. و تنگستن صرفا همانند مولیبدن در کنار معادن مس و … استخراج و بازیابی میشود. از طرف دیگر این موضوع اصلا مسئله مهم و نگران کننده ای نیست برای اینکه بسیاری از کشورهای صنعتی، همین وضعیت ایران را دارند ولی در صنایع مربوط به تنگستن از پیشرفت بسیار زیاد و چشمگیری برخوردار شده اند و علت آن اینکه در اینگونه کشورها تنها صنایعی میتوانند به فعالیت خود ادامه دهند که توان رقابت با سایر کشورهای صنعتی را داشته باشند. یعنی به قیمت بالاتر مواد اولیه مورد نیاز خود را تهیه کنند و به قیمت پایین تری محصولات خود را ارایه کنند یا در کیفیت، از رقبای خود پیشی بگیرند و این ممکن نخواهد بود مگر اینکه از فناوری های جدید، برتر و پیشرفته ای برخوردار شوند. در واقع این صنایع جزو سالم ترین و پویا ترین فعالان بازار تولید خواهند بود صنایعی که صرفا به دانش و فناوری خود متکی بوده و بدون نیاز به حمایت یا کمک خارجی، توان رقابت در سطح بین المللی خواهند داشت. البته به شرط اینکه سیستم چنان طراحی و پیاده سازی شود که مالکین اصلی 1- منابع و مواد اولیه، 2- سرمایه یا اعتبارات مالی، 3- فناوری و روشهای تولید، 4- نیروی کار و حامل های انرژی ارزان قیمت و …. شناسایی و هر کدام از شرکاء نسبت به سهم خود، نه تنها منتفع شوند بلکه به حقوق دیگران تعدی و تجاوز نکرده و از منافع یکدیگر حفاظت و مراقبت کنند و صد البته فرار مالیاتی نداشته و به تعهدات خود پایبند باشند.

آیا پرداخت از طریق رمز ارز ها برای خرید (محصول یا فناوری) از شما ممکن است؟

متاسفانه خیر و علت آن اینکه برای شناخت کامل رمز ارز ها باید به نکات زیر اشاره کرد!

از همان روز های اولیه ی تاسیس تشکیلات وزارت دفاع ایالات متحده امریکا در ساختمان پنج ضلعی پنتاگون (Pentagon) مشکلی بسیار حاد و امنیتی گریبانگیر ارتش امریکا شد و آن اینکه اگر این ساختمان مورد حمله قرار میگرفت و تخریب می شد تکلیف فرماندهی ارتش امریکا و اطلاعات با ارزش موجود در این ساختمان چه میشد؟ برای حل و فصل این مشکل بسیار بزرگ، پروژه ای موسوم به آرپانت (ARPANET ، سازمان پروژه‌ های تحقیقاتی پیشرفته ی شبکه) مورد توجه و در دست برسی و توسعه قرار گرفت. آرپانت یک پروتکل شبکه رایانه ای مبتنی بر تکنولوژی TCP/IP بود. این شبکه کامپیوتری تبادل دیتا یا اطلاعات هیچ مرکزیتی نداشت. بلکه شبکه درست مثل کرم خاکی طراحی و اجرا شده بود. چنانچه یک کرم خاکی به دو یا چند قسمت تقسیم شود، نه تنها نمیمیرد بلکه هر قسمت به یک کرم کامل تبدیل شده و به حیات خود ادامه میدهد. از طرفی تمامی اطلاعات مهم و با ارزش روی شبکه توزیع شده بود. در واقع هر کامپیوتر متصل به شبکه همانند یک سرور، یک کپی از تمامی اطلاعات محرمانه را در حافظه خود نگه میداشت و به تعداد زیاد در مراکز فرماندهی، پایگاه های نظامی و حتی ناوهای جنگی مستقر شده بود و خود پنتاگون یکی از کاربران متصل به این شبکه بود. اینک اگر ساختمان پنتاگون مورد حمله و تخریب قرار میگرفت، نه تنها در عملکرد این شبکه اختلالی به وجود نمی آمد بلکه سایر سرور ها از طریق این شبکه میتوانستند تبادل اطلاعات یا دیتا داشته باشند و از طرف دیگر اطلاعات از بین نمی رفت و هر زمان در دسترس بود و فرماندهان نظامی دیگر میتوانستند به راحتی جایگزین وزیر دفاع شده و به ماموریت و فرماندهی خود ادامه دهند و ماشین جنگی را کنترل و سر و سامان دهند. در واقع با کشته شدن وزیر دفاع یا فرماندهان ارشد ارتش، فرماندهی به رده های پایین تر انتقال می یافت و آنها نیز دسترسی کامل به دستورالعمل های از پیش تعیین شده داشتند. اما مشکل دیگری بروز کرد و آن نداشتن امنیت در شبکه بود. یعنی چنانچه یک یا چند کاربر غیر مجاز میتوانستند به شبکه دسترسی پیدا کنند و به آن رخنه کنند، نتنها میتوانستند به تمامی اطلاعات محرمانه دسترسی داشته باشند حتی میتوانستند آنها را پاک یا دستکاری کنند و از همه بدتر، فرامین و دستورالعمل های نادرست صادر کرده و جلوی فرامین درست را بگیرند و به نوعی اختلال در عملکرد آن ایجاد کنند که به یقین منجر به بروز فاجعه ای بزرگ و جبران ناپذیر میشد و از آنجایی که این شبکه، ابتدایی و نا کارآمد و غیر امن بود، وزارت دفاع امریکا علیرغم صرف هزینه های زیاد، آن را رها کرد. بعدا محققین فعال در سرن (CERN)  سازمان اروپایی پژوهش‌ های هسته ‌ای از وجود آن مطلع و این شبکه را برای به اشتراک گذاشتن نتیجه تحقیقات خود با سایر مراکز پژوهشی و دانشگاه ها مفید دانستند و مالک آن شده و آن را توسعه دادند و آن را word wide web نام گذرای کردند. بعدها این شبکه برای بانک ها و خیلی جاهای دیگر جذاب شد ولی مشکل امنیتی، کاربرد آن را خیلی محدود میکرد تا اینکه پروتکل های رمز نگاری اطلاعات توسعه یافت. مهمترین پروتکل های امنیتی فرآیند هشینگ و سیستم رمزنگاری زوج کلید و امضای دیجیتال بود. با توسعه، بهینه شدن و تکامل، این شبکه اینترنت نام گرفت و بعد از پویا شدن، برای SIA سازمان اطلاعات مرکزی امریکا جذابیت پیدا کرد و سیستم رمز نگاری یا هشینگ SHA  را توسعه دادند و آن را به خدمت خود گرفتند. بعدها سیستم بایگانی یا دیتا بیس مرسوم جای خود را به بلاک و بلاکچین جدید داد و امنیت داده ها و اطلاعات در شبکه داخلی خیلی بالا رفت و این بار از ترکیب بلاکچین، فرآیند هشینگ سیا و پروتکل رمزنگاری زوج کلید ها و امضای دیجیتال، امکان این وجود داشت که بر روی سرورهای اصلی شبکه اینترنت، سرورهای مجازی  Node را طراحی و راه اندازی کنند. به گونه ای که تمامی اطلاعات قابل رویت باشد ولی غیر قابل خواندن، غیر قابل پاک کردن حتی غیر قابل دست کاری و تغییر، مگر توسط کاربران مجاز و تعریف شده. ولی مشکل اصلی این بود که این سیستم میبایست اولا انجام و عملی شود و دوما تست شده و امتحان خود را بخوبی پس دهد. بهترین راه کار و شگرد، نوشتن نرم افزار در حالت بتا و کد باز بود تا در اختیار همگان درآید و دسترسی به آن کار دشواری نباشد و از همه مهمتر جا گزاری چیزهای با ارزش دیگر به غیر از اطلاعات محرمانه پنتاگون در بلاک ها بود. در واقع بجای اطلاعات با ارزش و محرمانه پنتاگون، کوین ها یا سکه های مجازی در بلاک ها جا گرفتند حالا یا خودشان یا سابقه نقل و انتقال و مالک فعلی شان در کل اطلاعات شان. به طور مثال اطلاعات موجود در پنتاگون برای عده بسیار کمی دارای ارزش است و مسلما عده بسیار کمی بدنبال دست یابی به آن خواهند بود. ولی چیزهای دیگر مثل ارز های دیجیتال، دارای ارزش عمومی و قابل مبادله با ارز های رایج و کالاهای با ارزش، برای هکرها و سارقان اینترنتی بسیار جلب توجه میکرد. از این رو در این سیستم طراحی شده آزمایشی، ارز رمزها جایگزین اطلاعات محرمانه و با ارزش نظامی شد تا گروهی کثیر از هکرها و سارقین اینترنتی را به سوی خود جلب کند و طراحان سیستم اولا از کارآمد بودن ساختار امنیتی آن مطمئن شوند و دوما در صورت وجود حفره یا نقطه ضعف امنیتی، آن را شناسایی، ترمیم و برطرف کنند و در نهایت اگر سیستم درست کار کرده و جواب داد آن را به خدمت پنتاگون و ارتش امریکا در آورند. در واقع سیاست کلی این است که امروزه ساختمان پنتاگون نقش نمادین داشته و همانند یک ماکت نظامی برای انحراف ذهن دشمن فرضی درآید ولی در عمل، وظیفه خطیر فرماندهی و صد البته اطلاعات محرمانه و طبقه بندی شده، روی سیستمی مشابه رمز ارز ها توزیع و تقسیم شده است البته به دور از چشم و جلب توجه هکرها و ارتش های سایبری رقیب یا دشمن فرضی. این شبکه مجازی طراحی شده داخل شبکه جهانی وب یا همان اینترنت میتواند تشخیص دهد که آیا اطلاعات داده شده واقعی هستند یا اینکه دروغ و یا ساختگی. اطلاعات درست برای ورود نیاز به تایید دارند زیرا ساختار سیستم، قوی و مستحکم است و امنیت بسیار بالایی دارد. تاریخچه نقل و انتقال اطلاعات توسط کاربران برای بازبینی های بعدی به خوبی حفظ میشود. به طور مثال کوین های انتقالی در شبکه میتوانند حاوی فرامین نظامی یا اطلاعات محرمانه ای باشند البته در محیط دیگری که برای این منظور طراحی شده است نه شبکه بیت کوین فعلی. بیت کوین تا به امروز کارکرد عالی و بسیار خوبی داشته و بسیار محبوب شده و گزینه بسیار مناسبی برای شبکه تبادل اطلاعات و فرماندهی نظامی میباشد البته با اعمال بعضی تغییرات در کد نویسی آنهم در محیط و شبکه ای دیگر و هرچند که فعلا از عملکرد کاملا صحیح و بدون خطای آن اطمینان صد در صدی بدست نیامده و اگر چنانچه هکر یا گروهی از هکرها یا سارقین اینترنتی و ارتش های سایبری موفق به نفوذ به آن و سرقت کوین ها شوند، نه تنها دیگر گزینه مناسبی برای پنتاگون نخواهد بود، بلکه سرمایه و ثروت دارندگان بیت کوین به مخاطره می افتد. به همین دلیل مهم است که موسسات مالی و خزانه داری ها و سازمان ها و ….. هشدارهای لازم را ارایه و عنوان نموده اند که بیت کوین ارز نبوده بلکه به نوعی کالای دیجیتال در دنیای مجازی است. به باور ما شبکه ای مشابه به ساختار بیت کوین هم اکنون در خدمت پنتاگون و سازمان سیا قرار گرفته که تمامی تغییرات، توسعه و بهینه سازی های بیت کوین بر روی آن نیز اعمال میشود و در حال تکامل و خارج شدن از حالت بتا است. امروزه در مورد بیت کوین یک تئوری توطئه وجود دارد مبنی بر اینکه سازمان سیا برای انتقال پول های کثیف برای نیل به اهداف سیاسی از آن استفاده می کند که به باور ما نادرست است و ممکن است خیلی ها نیز این نظریه ما را به نوعی تئوری توطئه و نادرست بدانند. ولی یاد آوری این نکته لازم است که کد نویسی و طراحی و اجرای بیت کوین نمیتواند کار یک شخص یا فرد بوده و به یقین یک پروژه گروهی میباشد و آنهم با صرف هزینه و زمان بسیار زیاد که اینگونه پروژه ها در نهایت اهداف مالی تجاری یا سیاسی نظامی دارند که به باور ما دو هدف سیاسی و نظامی مقبول تر از اهداف مالی و تجاری است. علت بر اینکه هویت پدید آورنده گان آن در هاله ای از ابهام است و دست یابی به هویت واقعی پدید آورند گان آن غیر ممکن شده است و امروزه این رمز ارز از حمایت بسیار قوی از لحاظ پشتیبانی نرم افزاری و راه اندازی شبکه ای دارد. در واقع به باور ما هر سیستم سخت افزاری یا نرم افزاری یا شبکه ای و هر پروتکلی که تمرکز زدایی شده و اطلاعات و محتوای آن رمز نگاری و در روی شبکه توزیع شده است، خود آن سیستم یا زیر مجموعه های آن سیستم، به نوعی وابسته به وزارت دفاع امریکا است. یا در حال خدمت است یا اینکه بازنشسته و رها شده یا در حال ویرایش و توسعه و تکامل است. با توجه به اینکه در قراردادهای حقوقی و معاملات قانونی و شفاف تجاری، نمیتوان از رمز ارز ها استفاده کرد و علت بر اینکه رمز ارز ها توسط دولت ها و محاکم قضایی به رسمیت شناخته نشده اند، چون در صورت صدور حکم، هیچ راهی برای توقیف و الزام به دستور پرداخت آن وجود ندارد و چون سرمایه و دارایی غیر قابل شناسایی و ره گیری و غیر قابل استعلام است و از طرفی ارزش و بهای آن بسیار پر نوسان و دارایی پر ریسکی است، انجام هرگونه معامله با آن عقلانی و منطقی به نظر نمیرسد و خرید و فروش آن به درد فعالان بازار بورس مخصوصا فارکسی ها و صرافی ها میخورد. به بیان خیلی ساده، سرمایه دارندگان (خریداران یا فروشندگان در بازار دو طرفه) بیت کوین وارد پروژه تست امنیت شبکه ای میشود که هر لحظه امکان نفوذ یا هک در هسته   (Core)و سرورهای مجازی یعنی نودهای (Nodes) آن وجود دارد هر چند که در حد صفر یا غیر ممکن باشد که در صورت سقوط ارزش بیت کوین یا نوسانات بسیار شدید آن در بازار، ضرر و زیان بسیار بزرگی نصیب فعالان در بازار آن شده و جبران خسارات وارده، متوجه هیچ شخص و گروهی نمیشود. چون ساختار، اساس و بنیان آن اینگونه طراحی و ارایه شده است که به هیچ جایی وابسته نباشد. کاربرد عملی بیت کوین در معاملات غیر قانونی، غیر شفاف، غیر قابل ره گیری و غیر قابل پیگیری از طرف محاکم قضایی و دوایر اجرای است که پدید آورندگان و اداره کنندگان آن را به شدت نگران کرده که شاید روزی تصمیم به بر چینی آن بگیرند. در نتیجه درخواست جبران خسارت هم ممکن نخواهد بود و کسی مسئولیت آن را به دوش نخواهد کشید. و نکته جالب تر اینکه در صورت موفقیت کامل این پروژه، سازمانها، نهادها و واحدهای اطلاعاتی و نظامی دیگر خارج از امریکا نیز میتوانند سیستمی خاص و مخصوص به خود طراحی و اجرا کنند و دلیل آن اینکه رمز ارز های دیگر همین ساختار اصلی بیت کوین را سرلوحه سیستم جدید خود قرار داده اند.

کوره های شما از چه نوعی است یا چگونه به دمای 2900 درجه دست یافتید؟

ما در این کارگاه کوره طراحی نکرده و نمی سازیم. چون مستلزم داشتن انشعابات پر توان گاز یا برق است که خرید اینگونه انشعابات از شرکت گاز و وزارت نیرو بسیار پرهزینه و گران قیمت بوده و فعلا از توان مالی ما خارج است. ما در این واحد در صورت نیاز به دماهای بالا، سیستم های ترمودینامیک را طراحی و پیاده سازی می کنیم. و همانطور که مستحضر میباشید به واکنش آلومینوترمیک (آلومینوترمی – ترمیت) اشاره کردیم که دمای آن شناخته شده و قبلا اندازه گیری شده است. ولی لازم به یاد آوری است که سیستم های ترمودینامیک چنانچه درست طراحی و خوب پیاده سازی شوند در عمل هیچ محدودیتی نخواهند داشت بر خلاف سیستم های مکانیکی و کوره ای قدیمی که برای خود هزاران مشکل و دردسر دارند و این نکته بسیار مهم که سیستم های ترمودینامیک در مقدار دما نیز هیچ محدودیتی ندارند. این واحد در آینده نزدیک دماهای نزدیک به 3400 درجه را تجربه و در صورت موفقیت در تولید مجموعه مواد دیر گداز، در نظر دارد دماهای میلیونی یا ده و صد میلیون درجه ای را تجربه کند که مسلما از لحاظ تامین انرژی به موفقیت مطلوبی خواهد رسید.  

دیدگاهتان را بنویسید